پیمان شیخی: از روزگار کودکی عشق به صحنه، سن، استیج یا هرچه که صدایش میکنند در وجودم به وفور وجود داشت و گاهی برای مادربزرگ خسته از روزگار و دروازهبان شهر محبت آزاردهنده بود.
آقاجان و مادر نگران از اینکه مبادا پزشک نشوم تلاش زیاد کردند که نظارهگر صحنه باشم و روی صحنه نباشم و همچون دو برادر دیگر، عنوان دکتر را قبل از نامم داشته باشم. در آغاز دهه ۷۰ از نگاه دوربین تصویربرداری دنیا را نگریستم و اواخر این دهه، بازیگری، نویسندگی و کارگردانی فیلم کوتاه را آغاز کردم و سپس پای به دنیای بیکران خبرنگاری گذاشتم. آن هم خبرنگاری دنیای «تئاتر» و گهگاه موسیقی و سپس به جعبه جادویی پدرانمان یعنی «رادیو» راه یافتم و از «صدای آشنا» گذشتم و به «تهران» رسیدم و در «گفتوگو» ماندم و «صدای صحنه» را زمزمه کردم. آبانماه امسال بود که پس از ملاقات با سعید بشیری که برگ زرینی چون «دو قدم مانده به صبح» را در کارنامه کاریاش دارد به «دور میز شب» آمدم و کنار کسانی چون رشید کاکاوند عزیز و رامین حیدریفارروغی محترم ایستادم و به پشتوانه ایشان رویدادهای هنری موطنم ایران و دیگر کشورها را گفتم. اما این چه ارتباطی به «دور میز شب» دارد؟ میگویم: «دور میز شب» با میزبانی مجریان برنامه از فرهیختگان و صاحبان اندیشه که در این برنامه حضور پیدا میکنند سعی بر این دارد که با احترام به مخاطبان خود اندیشهورزی را یادآور شود. من هم با تمام عشقی که به مردم و کشورم دارم و با رویدادهای هنریای که از آنها مطلع میشوم یا توسط تهیهکننده محترم برنامه به دستم میرسد سعی دارم برای لحظهای کوتاه که در اختیارم قرار میگیرد مفید واقع شوم و خجالتزده مردم نجیب کشورم نشوم. طی سه ماه گذشته گهگاهی مردم با ابراز لطف خود شگفت زدهام کردهاند و این جای شکر دارد و نشانگر توجه مردم به این بخش کوتاه است و من از ابتدا این را پیشبینی میکردم و به همین دلیل هرگاه کلمهای را به اشتباه برای بیننده خواندم از ایشان عذر خواستهام. من معتقدم باید به شعور مخاطب احترام گذاشت. اگر خبری به دست من میرسد که قبلا آن را مرور نکردهام و تپق میزنم باید با مخاطب صادق باشم. وقتی ما به میهمانی میرویم ابتدا استحمام میکنیم و لباس آراسته به تن میکنیم و شاید مروری هم بر کلاممان داشته باشیم؛ بنابراین چگونه میتوانم هرشب به خانه ۷۰ میلیون از اشرف مخلوقات بروم و این نکات را رعایت نکنم. من آموختهام که دروغ مادر بدیهاست، پس به مخاطب دروغ نمیگویم و خبرهایم حقیقت محض است و از سوی دیگر هیچگاه سعی نمیکنم عوامفریبی کنم، من همان هستم که در مقابل دوربین «دور میز شب» میبینید و نه چیز دیگر. با درک سلول به سلول از این جمله هر شب و اکنون به شما بیننده و خواننده عزیز میگویم: «در پناه مهر خدا باشید که جاودانهترین است.»
http://www.fdn.ir/content/view/20028/40/
